بایگانی دسته: فیلم های شبیه خوانی

فیلم های تعزیه

شطرنج در تعزیه

به نام خدا

شطرنج به روایتی از شترنگ فارسی که بازی معروفی است اقتباس شده و نام واضع آن «حکیم لجلاج» است. واژه شطرنج در ادبیات فارسی و اشعار شعرای بزرگ بسیار مورد استفاده قرار گرفته و هر یک از شعرا با ظرافت بسیار و در قالب ایهام از این بازی و  مهره های آن استفاده کرده اند. در قصیده «دیوان مدائن» با مطلع:

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان

ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان

این واژه به زیبایی تمام و با ایهامی آشکار به شکل زیر بکارگرفته شده است:

از اسب پیاده شو، بر نطع زمین رخ نه

زیر پی پیلش بین شه مات شده نعمان

خاقانی در این بیت از خواننده‌اش می‌خواهد از «اسب»، پیاده شود و بر «نطعِ» زمین، «رُخ» بنهد و بیندیشد که چگونه نعمان بن مُنذَر به فرمان پادشاه این سرزمین، خسرو پرویز، زیر پای «پیل» انداخته شد و «شه مات» گردید. وی، واژه‌های «اسب، پیاده، نطع (= بساط و فرش)، رُخ، پیل و شه مات (در معنی کنایی شکست خوردن و از پای درآمدن) را در معنی لغوی خود به کار گرفته است؛ امّا این کلمات از اصطلاحات بازی شطرنج نیز هستند. «اسب، پیاده، رُخ و پیل» از مُهره‌های شطرنج؛ «نَطع»، صفحه و رُقعه شطرنج و «شه مات»، اصطلاح بازی شطرنج و نماینده حالت مغلوب‌شدگیِ شاه در بازی است.

نمونه های بسیار دیگری از بکارگیری این واژه در ادبیات فارسی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

سعدی :

 که شاه ارچه در عرصه زور آورست

چو ضعف آید از بیدقی کمتر است 

(بیدق= سرباز پیاده در بازی شطرنج)

فردوسی:

و ز آن پس ببستند بر شاه راه 

رخ و اسب و فرزین و پیل وسپاه

محتشم کاشانی:

با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم

ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم

اسب جرات چو هوس تاخت به جولانگه عشق

من رخ از عرصهٔ راحت طلبی تابیدم

 

در تعزیه حر، نسخه یانس آباد قزوین شعری کوتاه وجود دارد که مانند ابیات بالا به زیبایی از واژه شطرنج و مهره های آن وبه فراخور موضوع تعزیه استفاده کرده است.

حضرت حر پس از اذن از امام حسین عازم جنگ شد. یزید‌ بن سفیان،  حرّ را به مبارزه فراخواند ولی هنوز خود را آماده نکرده بود که با شمشیر حرّ کشته شد. سپس «ایوب‌ بن مشرح » تیری به طرف اسب حرّ افکند و آن را از پای درآورد. حرّ بلافاصله از اسب پیاده شد و مانند شیر با دشمن جنگید، و شماری از آنان را به هلاکت رساند.

فیلم زیر که مربوط به این قسمت از تعزیه حر می باشد را مشاهده نمایید:

همانطور که مشاهده شد پس از کشته شدن اسب حر، مکالمه زیر بین شمر و حضرت حر صورت می گیرد:

شمر

ایا گروه نمودند اسب حر را پی

بهار خرمی او بشد مقابل دی

حضرت حر:

اسب من پی شد و در جنگ چنان پابندم

من به بی همتی دون صفتان میخندم

گر امانم بدهد این فلک «شطرنجی»

من «پیاده» جلوی «اسب» هزاران بندم

تا «رخ» پاک جهان تاب حسین در نظر است

نشوم سست ره «پیل» سواران بندم

در این ابیات با ایهامی زیبا علاوه بر بیان مطلب، نام بسیاری از مهره های شطرنج بیان شده است و به نظر نویسنده این مقاله زیبا تر بود اگر بیت آخر بصورت زیر بیان می شد:

تا «رخ» پاک جهان «شاه» حسین در نظر است

نشوم «مات» ره «پیل» سواران بندم

نمی دانیم شاید ابیات اصلی نیز همین گونه بوده و در طول سالها دچار تغییر شده است اما به هر حال این ابیات در تعزیه حر نشان از تسلط شاعر به صنعت ایهام و استفاده به جای آن دارد.

خطبه حضرت مسلم

مسلم فرزند عقیل، عموزاده و صحابی گرانقدر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و نوه ابوطالب، پدر گرامی علی علیه‌السلام، و کنیه ‌اش ابو داود بود. طبری زادگاه مسلم را کوفه می‌داند. او از خاندانی پاک، شجاع و با فضیلت برخاست و زیر نظر عموی گرامی‌اش، علی علیه‌السلام، و پسر عموی خود امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام پرورش یافت و از علم، تقوی و دیگر فضائل آن بزرگواران بهره‌مند گردید. مورخان و نسب شناسان معتقدند که نسل مسلم پایدار نماند و منقرض گردید  و همه فرزندان او در کربلا و کوفه به شهادت رسیدند. مسلم بن عقیل در دوران خلافت علی علیه‌السلام در جنگ صفین حضور داشت و همراه امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام و عبدالله بن جعفر در میمنه سپاه با دشمن به نبرد پرداخت. در روزگار امامت امام حسن علیه‌السلام نیز از یاران با وفا و بر جسته آن حضرت به شمار می‌رفت.

نامه‌های فراوان و فرستادگان مردم کوفه، امام حسین علیه‌السلام را بر آن داشت که برای اطمینان بیشتر کسی را به کوفه بفرستد تا درباره دعوت کوفیان تحقیق کند. از این رو مسلم را فرا خواند و در نامه‌ای برای مردم کوفه چنین نوشت: «من برادر، پسرعمو و مطمئن‌ترین فرد خانواده‌ام را به سوی شما فرستادم و به وی دستور دادم تا نظر برگزیدگان و خردمندان شما را برای من بنویسد. پس، با پسر عموی من بیعت کنید و او را تنها نگذارید». سپس نامه را به مسلم داد و فرمود: «من تو را به کوفه می‌فرستم، خداوند هر آنچه را که مورد رضا و علاقه اوست برای تو مقدّر خواهد کرد و من امیدوارم که با تو در مرتبه شهدا قرار گیریم، پس بر تقدیر پروردگار خشنود باش.»

با انتشار خبر ورود مسلم به کوفه، رفت و آمد شیعیان به خانه ابن مسیب آغاز گردید مردم به دیدار مسلم می‌شتافتند و با او بیعت می‌کردند. وی در دیدار گروهی از آنان، نامه امام حسین علیه‌السلام خطاب به مردم کوفه را قرائت کرد. مردم همگی از شوق دیدار امام علیه‌السلام گریستند. در آغاز دوازده هزار نفر از مردم کوفه با وی بیعت کردند؛ و به زودی شمار بیعت کنندگان به هیجده هزار نفر رسید. در پی آن مسلم نامه‌ای به امام حسین علیه‌السلام نوشت و حضرت را به کوفه دعوت کرد.

در ادامه خطبه حضرت مسلم در کوفه و دعوت از ایشان برای بیعت را مشاهده می کنید.

شبیه حضرت مسلم: ایرج کریمی

تله زینبیه در تعزیه

به نام خداUntitled

تلّ به معنای پشته برآمده از زمین و تپه‌ای از خاک و ریگ است. تَلّ زَینبیّه ، در سرزمین کربلا، ما بین خیمه گاه و قتلگاه است، قتلگاه زمین پستی بود (گودالی بود ) که با خیمه گاه حدود پانصد متر فاصله داشت. میان قتلگاه و خیمه گاه، بلندی تپه مانندی قرار داشت که در لحظه شهادت امام علیه السلام اهمیت بسیاری یافت چرا که حضرت زینب (س) در روز عاشورا از آنجا ناظر وقایع گودی قتلگاه بوده‌ است.
تله زینبیه هم اکنون به عنوان یک مقام زیارتی در کربلا شناخته می شود. این مقام در ابتدا شامل پنجره ای کوچک و از جنس بُرُنزِ زرد بود که بر دیوار خانه ای نصب شده و از سال ١٣٠٠ هجری قمری در ملکیت مرحوم سید عبدالرّضا آل طعمه بوده است. بر فراز این پنجره، ابیاتی به زبان فارسی بر روی کاشی نقش بسته است و بالای آن، سنگ و کاشی های بسیار زیبایی است که بر آنها، نقش و نگارهایی با آب طلا نقش گردیده و سپس واقعۀ عاشورا به تصویر کشیده شده است. این نماد در دهۀ سوم قرن پیش، ساخته شده و گفته می شود که خطیبِ مرحوم، شیخ محمّد واعظ یزدی متوفّای سال ١٣٣٧ قمری نیز متصدّی ساخت این مقام بوده است.

همانگونه که گفته شد تَلّ زَینبیّه مکانی مُشرف به قتل‌گاه امام حسین (ع) است که حضرت زینب (س) از بالای آن، حال برادرش (حسین بن علی) را به هنگام جنگ نظاره می‌کرد. در تعزیه امام حسین نسخه قزوین، به زیبایی این جایگاه شریف معرفی شده است. در هنگام وداع، حضرت زینب از امام حسین درخواست می کند که به دنبال برادر همراه گردد و امام حسین به تشریح تله زینبیه می پردازند.

در ادامه می توانید قسمتهای مربوط به تعزیه روز عاشورا که مربوط به این مکالمه است را مشاهده نمایید.

شبیه امام: ایرج کریمی/ شبیه حضرت زینب: امین رجبی

 

 

 

لطفا با دیدگاههای خود به بهبود مطالب سایت کمک نمایید

چرخ هفتم در تعزیه حضرت عباس

به نام خدا

کنایه های برساخته از « چرخ » و الفاظ مترادف آن را در آثار همه ی ادیبان و شاعران می توان یافت . در غزلهای حافظ بیش از ۳۰ بار واژه ی «چرخ» و ترکیبهای ساخته شده از آن آمده ، و این لفظ و ترکیبهای آن در غزلهای سعدی ۱۴ بار استفاده شده است. در قسمتی از تعزیه حضرت عباس نسخه یانس آباد، این واژه با ایهامی در معنا بکار رفته است که در این مقاله قصد داریم به بررسی و تشریح آن بپردازیم. نخست به فیلم زیر و ابیات مربوط به آن توجه نمایید:

السلام ای دوش پاک مصطفی ماوای تو
السلام ای چرخ فوق هفتمین هم جای تو
خدمت ار داری بفرما نوکرت بر در بود
تا کشم بر دوش آقا آنچه خاکستر بود

در ادبیات فارسی برای چرخ معانی متفاوتی بیان شده است . به عنوان مثال:

  • حرکت دوری و گردش به دور کسی یا چیزی یا به دور خود ؛
  • طاق درگاه شاهان :

بیاراست جایی بلند و فراخ

سرش برتر از چرخ درگاه و کاخ ( فردوسی)

  • روزگار یا زمانه:

چگونه است ماه و شب و روز چیست؟

بر این گردش چرخ، سالار کیست؟

که چرخ و زمین و زمان آفرید؟

بلند آسمان و جهان آفرید      ( فردوسی)

  • فلک گردان ، فلک سیارگان یا آسمان:

آفریننده ی پری و ملک

آن که نُه آفرید چرخ و فلک

بر یکی ماه و بر دویم تیر است

باز ناهید ، بر سیم میر است

شمس بر چرخ چارم است مُدام

همچو بر چرخ پنجمین بهرام

ششمین چرخ مشتری را دان

هفتمین است منزل کیوان

اما چرخ هفتم یا هفتمین بطور مشخص در ادبیات، کنایه از فلک زحل یا کیوان دارد. کیوان ، نام ستاره ی زحل است که در فلک هفتم می باشد و از همه ٔ کواکب اعلی و اعظم است ، و کی به معنی بزرگ و «ون » و «وان » به معنی مانند است.

هر چند مسکنم به زمین است روز و شب

بر چرخ هفتم است مجال سفر مرا ( حافظ )

ای بزرگی که در بزرگی و جاه

قدرت از چرخ هفتمین بیش است ( انوری)

با توجه به معانی بالا می توان این بیت از تعزیه حضرت عباس را اینگونه معنا کرد که جایگاه امام حسین فوق چرخ هفتم و دست نیافتنی است. به بیان دیگر در این بیت شاعر برای امام حسین مرتبه ای قائل شده است به این مضمون:

شرح اقبال تو هرگز کی توان کردن بلفظ
چرخ هفتم را مساحت کی توان کردن بگام .

اما معنای دوم:

در روایات متواتر شیعه و سنی به معراج پیامبر اشاره های فراوانی شده است. نقطه مشترک بیشتر روایات ، معراج پیامبر تا آسمان هفتم بوده است. در روایت است که آسمانِ هفتم، قبه ای است بالای تمام آسمان ها که عرش رحمان تبارک و تعالی بر بالای آن قرار دارد و این کلام خدای تعالی است که می فرماید: «الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزّلُ الأَمْرُ بَیْنَهُنَّ؛ خداوند، همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها را. فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می آید». (طلاق: ۱۲)

آسمان در اینجا به چه معناست؟ جنسش از چیست؟ محلش کجاست؟

جنس نفس انسان، غیر مادی است. حرکت در عالم غیر مادی نیز بوسیله ی اراده صورت می پذیرد چرا که زمان و مکان در آن معنا ندارد. انسان بسته به اینکه نفس خود را چه اندازه از راه تقوا نیرومند ساخته ، به همان اندازه اجازه ی سیر و سلوک خواهد داشت. هر اندازه صفحه ی نفس را از آلودگی دور نگه داریم، اجازه ی پیشرفت (به عبارتی همان معراج) و صعود بیشتر است. بنابراین آنچه نامش را آسمان گذارده اند، گذر از مراحل است. مراحلی که به مانند مراحل تحصیلی است و از ابتدایی به سمت پیشرفته را معراج و برعکس این مسیر را هبوط می نامند.

بنابراین مکان معراج یعنی آسمان هفتم همان پی بردن به عظمت خداوند و درجات بالای قرب است. آسمان هفتم عالمی است که در آن حجاب ها برداشته می شود. با این توضیحات، می توان این بیت از تعزیه را به گونه ای دیگر معنا نمود. شاعر برای امام حسین جایگاهی فوق آسمان هفتم قائل شده است. جایگاهی که تمامی حجاب های ظلمانی برای ایشان کنار رفته است. به بیان دیگر می توان گفت معراج (با معنای گفته شده) برای ایشان هم اتفاق افتاده است.

ساره در تعزیه علی اکبر

به نام خدا

بدون شک بررسی تاریخ ادیان توحیدی و چگونگی گسترش دعوت انبیاء به یگانه پرستی نمی تواند فارغ از بررسی جایگاه و نقشی باشد که زنان در این زمینه ایفا کرده اند. یکی از بانوانی که در تاریخ انبیا(ع) و گسترش توحید از جایگاه ویژه ای برخوردار است ساره می باشد.

«لاحج» پیامبر، دو دختر دوقلو داشت که پدر ابراهیم(ع) و عموی ابراهیم(ع) با این دو خواهر ازدواج کردند. ابراهیم(ع) از یک خواهر و ساره از خواهر دیگر تولد یافت. بنابراین ساره هم همسر، هم دختر عمو و هم دختر خاله حضرت ابراهیم بود.

بررسی تاریخ زندگی ابراهیم(ع) و ساره نشان می دهد که ساره از احترام ویژه ای در نزد آن حضرت برخوردار بوده است که نمونه آن را می توان در جریان دور ساختن هاجر و اسماعیل(ع) از پیش ساره شاهد بود.

ساره در محیط شرک و کفر آن زمان به همراه برادرش لوط نخستین افرادی بودند که به ابراهیم گرویدند. او به منظور رشد و گسترش دعوت توحیدی ابراهیم(ع) و پیشرفت رسالت او همه اموال، دامها و زمینها و زراعت خود را به ملکیت ابراهیم(ع) در آورد که این نشان از علاقه شدید ساره به ابراهیم است.

در جریان به آتش افکندن ابراهیم(ع) نیز همسرش ساره بود که از خداوند خلاصی ابراهیم(ع) را طلب می کرد و پس از این واقعه بود که ابراهیم و ساره و لوط را از آن شهر راندند و آنها به سوی سرزمین شام روانه شدند. او رنج سفر و غربت را بر خود هموار کرد تا دعوت ابراهیم(ع) گسترش یابد.

ابراهیم(ع) تا دوران پیری در حالی که بیش از یکصد سال از عمر شریفش گذشته بود هنوز فرزندی نداشت. فداکاری قابل تحسینی که ساره در این زمینه از خود نشان داد این بود که حاضر شد کنیز خود هاجر را در اختیار همسرش ابراهیم(ع) بگذارد تا از وی دارای فرزند گردد. به نقلی، خود ساره این پیشنهاد و درخواست را به ابراهیم(ع) کرد. البته اندکی بعد، ساره نیز مشمول لطف الهی قرار گرفت و بشارت فرزندش اسحاق را و حتی یعقوب فرزند اسحاق را از جانب فرشتگان دریافت کرد.

در تعزیه حضرت علی اکبر در روستای یانس آباد، مکالمه ای بین جناب علی اکبر و ام لیلا انجام می شود که در فیلم زیر نشان داده شده است:

با توجه به توضیحات داده شده در خصوص ساره ، می توان به شباهت او و ام لیلا در ترویج رسالت همسر پی برد. با این تفاوت که ساره از مال و ثروت خود گذشت و حضرت ام لیلا جان فرزند خود را در این راه ایثار نمود.

عبارت «ساره دوحه دین» در این شعر دارای ایهام در معنی است. معنای دوحه در فرهنگ معین و عمید عبارت است از درخت تناور، درخت بزرگ و پرشاخه. بنابراین اولین معنی این بیت تشبیه ام لیلا به ساره در راه ترویج دین یکتاپرستی است.

اما معنی ساره در فرهنگ دهخدا عبارت است از تنه ٔ درخت . بنابراین می توان این بیت را بگونه ای دیگر معنا نمود. در این شعر ام لیلا به عنوان بدنه اصلی و تنه تنومند درخت تناور اسلام معرفی می شود چرا که فرزند خود را در راه دین خدا فدا می کند.