www.shabihkhani.ir

یزید پدر حر در بصره او را فراخواند و گفت نزد حاکم برو و با پسر معاویه بیعت کن. حر پرسید آیا معاویه مرده است؟ پدرش گفت او زنده می باشد. حر گفت پس برای چه نزد حاکم بروم و با یزید بن معاویه بیعت کنم. پدرش گفت برای این که معاویه امر کرده که در تمام بلاد، حکام از مردم برای پسرش بیعت بگیرند .

حاکم بصره صورت اسامی افراد سرشناس را که با یزید بن معاویه بیعت می کردند برای یزید فرستاد و از جمله اسم حر بن ریاحی برای یزید فرستاده شد. حر از آن به بعد، سال پنجاه و ششم هجری قمری را فراموش نکرد. علت این که تاریخ مزبور به خاطرش ماند این بود که برای اولین بار در آن روز مجبور شد کاری بکند که قلبش راضی به آن نبود. معاویه در روز اول رجب سال شصتم هجری زندگی را بدرود گفت و یزید که به جای معاویه خلیفه شد پاداش وفاداری سرشناسان را داد و حر بن یزید ریاحی دارای منصب شد.

تصمیم حر بن یزید از این که به حسین (ع) ملحق شود نه فقط در تاریخ شرق بلکه در تاریخ دنیا از وقایع استثنائی است. حر بن یزید مردی بود متمول دارای زنها و فرزندان متعدد و دارای تمام امکاناتی که هر کس آن ها را داشته باشد، عمر خود را به خوشی می گذراند. چنین مرد بالغ و عاقل و توانگری حتما قبل از این که به حسین (ع) ملحق گردد حساب سود و زیان خود را می کرده است. ملحق شدن حر بن یزید ریاحی به حسین (ع) یکی از وقایع برجسته تاریخ است . او که یکی از سرداران ارتش بین النهرین بود، می دانست که حسین (ع) تحت محاصره قرار گرفته و نمی تواند به جائی برود. او تردید نداشت که روز بعد، حسین (ع) کشته خواهد شد و پیوستن وی به حسین (ع) نمی تواند وی را از کشته شدن نجات دهد . الحاق حر بن یزید ریاحی به حسین برای وی غیر از ضرر و خطر چیزی نداشت . وی می دانست همین که به حسین ملحق شود اموالش را ضبط خواهند کرد . حر بن یزید ریاحی می دانست که حاکم عراقین و برتر از او یزید بن معاویه از قبیله وی هم نخواهند گذشت و از آن قبیله انتقام خواهند گرفت .

حر بن یزید ریاحی همچون امام حسین (ع) نبود که  دارای رسالت باشد و در راه رسالتش جان فدا نماید. او خویش را رسول نمی دانست و مانند سایر افراد می خواست از خوشی های زندگی برخوردار شود. حر بن یزید ریاحی مانند رجال دستگاه خلیفه، توانگر بود و مانند تمام رجال دستگاه خلیفه ثروتش از املاک تشکیل می شد و بعد از الحاق به حسین املاکش از طرف یزید بن معاویه ضبط می گردید و بعد از مرگش، فرزندان او از آن املاک محروم می شدند. حر بن یزید ریاحی اگر به خلیفه اموی و حاکم او وفادار می ماند علاوه بر این که به زندگی عادی ادامه می داد می توانست بر املاک خود بیفزاید.

حر بن یزید ریاحی نزد «ابوعمران عبدالله بن عامر» قرآن فرامی گرفت. ابوعمران در آن زمان چیزی به حر آموخت با این مضمون:

 (هر وقت بین حق و ناحق مردد شدی و نتوانستی بفهمی که کدام بر حق است و وسیله ای برای سنجش آن دو نداشتی ببین که کدام یک از آن دو، به تو سود مادی نمی رساند و آن که برای تو سود مادی ندارد، به احتمال قوی بر حق می باشد).

در آن شب که حر بن یزید ریاحی با وجدان خود گفت و شنود می کرد به یاد گفته معلم قرآن افتاد. وقتی گفته معلم خود را با وضع موجود تطبیق می نمود می دید که بر طبق اندرز استاد، حسین (ع) بر حق است. چرا که اگر به او ملحق شود سودی عایدش نمی شود و جان را هم بر سر آن می گذارد. اگر ما می دانستیم که شب نهم محرم و روز بعد از آن، بین حر بن یزید ریاحی و وجدان وی چه گفت و شنودها شد شاید یکی از برجسته ترین صفحات محاکمه معنوی بشر را در دست داشتیم.

در تعزیه حر نسخه روستای یانس آباد، اشعار زیبایی در جنگ آخر حر بیان می شود که اشاره به نام پدر حر داشته و جهت گیری حضرت حر بن یزید ریاحی را در دقایق آخر زندگی نشان می دهد.

ز نام پدر ننگ دارم همی

که با دیو هم نام شد آدمی


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *