تعزیه عاشورا

ایرج کریمی

ایرج کریمی

متن زیر بنا به درخواست عوامل سایت، توسط آقای ایرج کریمی تهیه و با اجازه ایشان در سایت قرار داده شده است. هدف از این متن صرفا آشنا نمودن علاقه مندان هنر تعزیه با فرایند آموزش و مصائب پیش روی این هنر، در گذشته بوده و ضمن آن یادی از برخی تعزیه خوانهای قدیمی روستای یانس آباد و روستاهای اطراف که به رحمت خدا رفته اند شده است. پیشاپیش از اینکه ممکن است نام برخی افراد فراموش شده باشد عذرخواهی کرده و مجدد تاکید می شود که هدف این نوشته تعریف، تمجید، تخریب و بزرگنمایی فرد یا افراد خاصی نبوده و صرفا بنا بر درخواست بازدیدکنندگان در خصوص اطلاع رسانی از تاریخچه تعزیه در یانس آباد و در گذشتگان تعزیه تهیه گردیده است.

____________________________________________

به نام خدا

در کودکی لباس تعزیه می پوشیدم و به همراه بچه خوانهای آنزمان نظیر آقایان غلامعلی کریمی و امرالله بختیاری در تمام مجلسهای تعزیه شرکت می کردم و برخی متن های کوچک را حفظ کرده و می خواندم. وقتی سواد خواندن پیدا کردم نسخه سکینه و عبدالله را به من دادند. قبل از من، آقای امرالله بختیاری این نقش را اجرا می کرد اما به علت گرفتگی صدا نتوانست ادامه بدهد. آقای غلامعلی کریمی نیز با وجود داشتن صدای نسبتا خوب، بعد از دو یا سه سال به دلیل بی میلی و غیبت مکرر از صحنه خارج شد.

در آن زمان حیاط قدیمی مسجد سقف نداشت. در فصل تابستان و بهار، با وجود هوای گرم و آفتاب سوزان ، تعزیه در حیات برگزار می شد. در فصل پاییز و زمستان، چادر کرایه می کردند و مانند هیئت های امروزی چادر می زدند ولی در بعضی مواقع به دلیل بارش برف و باران، خیمه خراب می شد. هرسال برای برپا کردن علم روستا در محرم که چوب صاف و خیلی بلند با تزئین دستمال و روسری است وظیفه ما بچه خوان ها بود که خانه به خانه می گشتیم و روسری و دستمال بزرگ جمع می کردیم و بعد از دهه محرم، تمامی آنها را مجدد به صاحبانشان بر می گرداندیم. همچنین تهیه اسباب و اثاثیه مورد نیاز هر تعزیه نیز بر عهده بچه خوانها بود.

زمان بچه خوانی من در تعزیه حر، حداقل۴ یا ۵ راس اسب میاوردند و همه اسبها نیز از یانس آباد بود. برخی اهالی که صاحب اسب بودند شامل: آقایان مرحوم ناصح، مرحوم ناصر بختیاری، مرحوم قانع، مرحوم علیشاه، مرحوم میرزا بک، مرحوم غلامرضا و مرحوم عنایت الله بختیاری بودند. روز عاشورا به جز اسبها ، تعدادی شتر با کجاوه های تزئین شده نیز از روستاهای بشاریات میاوردند. ورودی حیات مسجد قدیم، چند پله کوتاه سنگی داشت که صدای سم اسبها هنگامی که از پله های مسجد پایین می آمدند یکی از صداهای خاطره انگیز آن روزها برای من است. با ورود حر و لشکرش به حیات مسجد، کل فضای مسجد را مه ناشی از دویدن اسبها بر سطح خاکی حیات، فرا می گرفت و جالب اینکه با وجود گرد و غبار شدید ، این قسمت از تعزیه (اسب ها را درآرید به جولان) مورد علاقه من و امثال من و اکثر بینندگان تعزیه بود.

آنزمان در ایام محرم، روزها در یانس آباد تعزیه خوانده می شد و بعد از خوردن شام به اسد آباد می رفتیم و در مسجد آنجا تعزیه می خواندیم. یک شب در تعزیه حضرت عقیل ، من نقش خواهر عقیل و مرحوم عنایت الله بختیاری نقش مادر عقیل را اجرا می کردند. پس از خواندن مرحوم عنایت الله ، من باید می خواندم اما در وسط مجلس نشسته خوابم برده بود. این امر باعث شد مرحوم عنایت الله، با لگد من را از خواب بیدار کنند و من تا چند دقیقه، بدلیل خواب آلودگی، نمی دانستم باید چه کار کنم. یادم هست چند روز بعد که در خلوت در حال آواز خواندن و تحریر زدن بودم یکی از اهالی روستای یانس آباد با شنیدن صدای من گفت : در مجلس تعزیه که باید اینجوری چه چه بزنی می خوابی و اینجا که کسی نیست آواز می زنی.

در اوایل بچه خوانی ، در تعزیه حضرت عباس ، نقش حضرت سکینه را اجرا می کردم. یادم هست در مکالمه با حضرت عباس، به دلیل اینکه قیل از موعد شروع به خواندن کردم، شبیه حضرت عباس که پدرم بود با شمشیری که به کمر بسته بود چندتایی به پشت من زد و هنگام خواباندن من در قسمت (پهلوی عمو بخواب ….) چنان مرا از زمین بلند کرد ودر کنار خودش بر زمین کوبید که من تا آخر تعزیه گریه می کردم و با گریه نسخه را می خواندم.

در آن زمان بیشتر تعزیه خوانهای مطرح و تعزیه گردانهای مشهور قزوین از روستاهای چناسک، شکرناب، نوده، کیاده و زرجه بستان بودند و هرکدام در طول سال دسته ای تشکیل داده و هر بار حداقل یک تا دو ماه راهی شهرها و روستاهای مختلف شده و در هر محل یک یا چند روز به اجرای تعزیه می پرداختند. در هر محل اگر اهالی روستا، تعزیه خوانها را دعوت می کردند هر کدام به خانه یکی از اهالی رفته و درغیر اینصورت در مسجد ، تکیه یا مسافرخانه اقامت می کردند. اکثر این دسته ها در دهه اول محرم با یکی از روستاها قرارداد بسته و تعزیه می خواندند. معروفترین روستاها که از قدیم برای تعزیه خوانی هزینه های بالایی را پرداخت می کردند شامل حصار خروان، زیاران و برغان کرج بودند که معمولا بهترین تعزیه خوانها را گلچین می کردند. بعضی از روستاهای تعزیه خوان خیز فوق الذکر ، در ماه محرم به علت نداشتن خواننده مراسم نداشتند چرا که تعزیه خوانهای آنها در روستاهای دیگر به تعزیه خوانی می پرداختند. فقط یانس آباد بود که هر ساله تعزیه در آن برقرار بود. تعزیه خوانهای معروف آن زمان که من می شناختم و در روستای ما هم تعزیه اجرا می کردند شامل آقایان مرحوم استاد ادهم و برادر و برادرزاده اش از زرجه بستان، مرحوم علیجان و علییار (دو برادر) از نوده، ماشاءالله، مسلم، شربت ، حاج عباس، سید مرتضی و محمد از چناسک و شکرناب بودند.

یادم هست در ایام تعزیه که ماه محرم با زمان برداشت گندم مصادف می شد هر روز ظهر پدرم (مرحوم اسحق علی)از سرِ زمین های کشاورزی که حدود ۸ کیلومتر با روستا فاصله داشت ، با دوچرخه حرکت کرده و به مسجد آمده و تعزیه را اجرا می کرد و پس از مراسم تعزیه، مجدد این مسیر را طی کرده و به سرِ زمین های کشاورزی بر می گشت. مرحوم پدرم که شهادت خوان یانس آباد بود ، به گفته خودش، مدتی جهت آموزش بچه خوانی با گروه مرحوم استاد ادهم که یکی از تعزیه خوانها و تعزیه گردانهای معروف آن زمان بودند سفر کرده و پس از آن به عنوان یکی از علی اکبر خوانهای خوب شناخته می شدند. به همین دلیل، برای ده روز اول محرم از طرف اساتید آنزمان بسیار از ایشان دعوت می شد ولی ایشان فقط در یانس آباد تعزیه می خواندند. آن مرحوم در تکیه اصلی معروف برغان کرج، یک یا دو بار تعزیه علی اکبر را به دعوت استاد خود اجرا نمودند چرا که استاد ادهم معتقد بودند اگر کسی در این تکیه بتواند علی اکبر خوانی کند نشانه اوج شکوفایی اوست و با وجود بینندگان و صاحب نظران برجسته در این تکیه در ادامه راه به عنوان تعزیه خوان کامل شناخته می شود.

حدود ده یا دوازده سالم بود که استاد حاجی عباس هنرکار که یکی از باسوادترین و هنرمندترین تعزیه خوانها و تعزیه گردانهای سرشناس و نجار و خطاط قابل آنزمان بوده و با پدرم نیز دوستی داشتند پیشنهاد دادند که به منظور آموزش بچه خوانی، من و آقای حاج رحمان عابدینی را با خود به سفر تعزیه خوانی ببرند که موافقت شد. بنابراین من و حاج رحمان به عنوان بچه خوان به همراه یک علی اکبر خوان چناسی به نام سید حمدالله که صدای خیلی خوبی هم داشت به دسته حاجی عباس در چناسک پیوسته و بعد از اجرای یک مجلس تعزیه مسلم در آنجا اول به روستای یانس آباد و بعد به حصار خروان، آبیک، زیاران، خزنان، صمغ آباد طالقان، آتشگاه و بیلغان کرج ، کن و طرشت تهران رفته و تعزیه اجرا کردیم. یادم هست اکثرا مسیر بین روستاها را پیاده طی می کردیم. بعد از حدود دو ماه، روز اول محرم من و رحمان به یانس آباد برگشتیم و بقیه گروه به حصار خروان رفتند. من در این سفر چنان دلتنگ خانواده و روستا شده بودم که اکثر شبها موقع خواب تا صبح گریه می کردم چون هیچ دسترسی و راه ارتباطی با خانواده ام نداشتم. بعد از آن، حاج رحمان علی اکبر خوان و من سکینه خوان روستا شدیم.دقیقا یادم نیست، سال بعد یا دو سال بعد، حاجی رحمان که از صدای خوبی برخوردار بود وعلی اکبر خوان قابلی هم شده بود بنا به دعوت حاج عباس دوباره به سفر تعزیه خوانی رفت و اگر اشتباه نکنم اجازه ندادند آن سالها برای تعزیه روستای خودمان برگردد. ایشان بعد از استخدام در شهربانی و اقامت در تهران دیگر در مراسم تعزیه شرکت نکرد. پس از او من علی اکبر خوان شدم و داوود داوری، سکینه خوان شد اما او نیز پس از دو سال تعزیه را رها کرد. پس از آن افراد زیادی که اسامی تمامی آنها خاطرم نیست همچون ماشاءالله بهرامی، پسرها و نوه های علیجان رحیمی ، پسرهای ابراهیم شمسی، پسران رحمت کریمی ، یوسف شعبانی (که حتی علی اکبرخوانی هم کرد) آمدند و بعد از دو یا سه سال بچه خوانی رفته و دیگر در اجرای مراسم شرکت نکردند. تنها بچه خوانی که صدایش خراب نشد و ادامه داد عرب رجبی بود.

scan0001

تعزیه خوانهای آنزمان روستای یانس آباد عبارت بودند از مرحوم ملا ابوالقاسم / امام خوان ، مرحوم اسحق علی کریمی/ شهادت خوان، مرحوم عنایت الله بختیاری/زنانه خوان، مرحوم رفعت الله شیخی/ مخالف خوان، مرحوم علیرضا مهرپور/ مخالف خوان، مرحوم علی داوری/ موافق و مخالف خوان ،آقای باب الله شیخی/ مخالف خوان و برخی افراد که چند سالی در تعزیه روستا به اجرا پرداختند اما ادامه ندادند نظیر آقای عطاء الله شیخی، آقای محمد مهرپور، آقای رحیم الله شیخی ، آقای کریم الله هاشمی، آقای علییار شعبانی و… . بعد از مرحوم داوری آقای علیجان رحیمی در نقش زنانه خوان و بخصوص نقش فضه در روز عاشورا در تعزیه اجرا داشتند اما بعدها به دلیل کوچ به تهران و عدم حضور، این نقش به آقای حسین جان هاشمی سپرده شد. مرحوم کریم الله هاشمی و آقای علی یار شعبانی نیز چند سالی در نقش موافق خوان وارد این عرصه شدند. مرحوم کریم الله در زمان علی اکبر خوانی من در تعزیه حضور داشت و آقای علی یار در آخرین حر خوانی های مرحوم اسحق علی و چند سالی در زمان حر خوانی بنده ،شبیه حضرت عباس در تعزیه حر را اجرا نمودند. بعد از فوت ملا ابوالقاسم، مرحوم اسحق علی امام خوان شد و من شهادت خوان ثابت شدم البته در زمان ملا ابوالقاسم، چند سال نقش حضرت عباس در تعزیه حر و شبیه حضرت علی اکبر در روز تاسوعا را نیز من اجرا کردم. زمانی که آقای علییار، حضرت عباس حر را اجرا می کرد آقای کاظم یانسی نقش های متفرقه برعهده داشت. بعد از رفتن آقای علییار، به دستور تعزیه گردان، یعنی مرحوم عنایت الله بختیاری ، آقای یانسی در نقش حضرت عباس در تعزیه حر ظاهر شد و بعد از فوت مرحوم اسحق علی، حضرت عباس حر به آقای رجبی و امام حر به آقای کاظم یانسی واگذار شد. مرحوم علیرضا مهرپور نیز به دلیل ناتوانی ناشی ازکهولت سن در اواخر عمر قادر به اجرا تعزیه نبوده و آقای قربانی جایگزین ایشان شد.

خداوند همه گذشتگان را غریق رحمت کرده و به سایر ذاکرین طول عمر با عزت و قدرت خدمت به خلق عطا فرماید.

19 فکر می‌کنند “ایرج کریمی”

  1. با سلام .بنده تازه با سایت اشنا شدم واین قسمت را که جالب به نظر میرسد مطالعه کردم .قبل هر چیز خوشحالم که شهادت خوان روستای ما این همه سابقه و تجربه والی اخر را به همراه خود یدک می کشند ولی باید حقیقت انکار نکرد که اقای کریمی همانگونه که خود فرموده اند با کسان زیادی هم دوره بودند اما همه اینها به نحوی کنار رفتند چون در ان زمام مرحوم کریمی پدر ایشان از تعزیه خوانان بودند و به یاد داریم دلیل این که ایشان در میان این افراد کنار گذاشته نشدند چه بود و حقیقتا گرفتگی صدا و کوتاهی افراد و غیره که اقای کریمی فرموده اند اغراق است و همانگونه که متاسفانه در این دوره هم عینا داریم مشاهده میکنیم .پس بیوگرافی همراه با دروغ کار زشتی است . دوم ایشان خود را شاگرد حاج عباس هنکار معرفی می کنند که این درست است اما جای افسوس دارد چون مرحوم هنکار همیشه و در هر دوره ای هنر تعزیه خود را به جوانان دیگر ابلاغ کرده و باعث پیشرفت این هنر گردیده اما ایشان چی همیشه یک سد محکمی در مقابل تعزیه و عامل عقب افتادگی این هنر در این روستا گردیده .البته مرحوم کریمی هم همین عقیده را داشتن و مخالف خواندن دیگران بودن .لطفا به عنوان یک بنده کوچک و ۷۲ساله که با خواهش از نوه عزیزمان این مطلب را برایتان نوشتیم با نوشتن حقیقت زیبایی بیشتری به سایت بدهیم و ارزوی سلامتی و موفیت برای همه مردم ایران زمین

    1. با احترام/ پدر بزرگوار همانگونه که گفته شد این متن برای آشنا نمودن جوانان علاقه مند به تعزیه می باشد لذا خواهشمندیم یکبار دیگر ابتدای متن را مطالعه بفرمایید چرا که هدف این متن نه آقای ایرج کریمی و نه آقای هنر کار و نه سایر اشخاص هستند. هدف این متن انتقال دانش و تجربه به جوانان است. این که جوانان درک کنند برای تعزیه خوان شدن صرف علاقه داشتن ، صدای خوب داشتن، پدر تعزیه خوان داشتن، هیکل ستبر و صورت زیبا داشتن کافی نبوده و مهمتر از آنها تحمل سختی، تمرین و به دنبال دانش و تجربه حتی به سین رفتن می باشد(به قول فرمایش پیامبر) .اینکه در سن ۱۰ سالگی پدرانی بدون چشم داشت به مادیات و فقط جهت آموزش، فرزند خود را راهی سفر کنند و دوری از فرزند را بپذیرند درس بزرگی برای پدران است . اینکه جوانان یاد بگیرند صرفا با ۱۰ روز حضور در مراسم محرم نمی توان تعزیه خوان شد و یاد بگیرند اگر در راه رسیدن به هدف اصلی ۳۰ سال فقط به عنوان سیاهی لشکر در تعزیه حضور یایند کار عجیبی انجام نداده اند. یاد بگیرند که برای ۲ ساعت اجرا (حتی به عنوان سیاهی لشکر) اگر لازم باشد باید ۴ ساعت با دوچرخه رکاب بزنند و کار و زندگی را به خاطر هدفشان تعطیل کنند و به خاطر آن نیز نبایداز کسی طلب کار باشند و یاد بگیرند این کار را صرفا در راه عشق خود انجام دهند. یاد بگیرند که برای رسیدن به هدف غرور را باید کنار گذاشت. یاد بگیرند اگر کسی نگاه چپ در تعزیه به آنها کرد مجاز نیستند به این بهانه تعزیه را ترک کنند. یاد بگیرند به این بهانه که شمشیر محکم به سپرشان خورده توجیهی برای ترک تعزیه نیست. اینکه اگر در وسط مجلس به تعزیه خوانی لگد زده می شود و یا اگر به دلیل محکم زمین خوردن به گریه می افتد مجاز نیست مجلس را ترک کند چرا که تا به کار خود باور پیدا نکند تمام این موارد به عنوان بی احترامی تلقی می شود اما در صورت درک مغز این هنر هیچ یک از این موارد جنبه شخصی پیدا نکرده و صرفا وسیله ای برای ترقی تعزیه خوان و تعزیه خوانی محسوب می گردد.ان شاء الله پس از اینکه این فرهنگ در جوانان و خانواده ها نهادینه شد برای آموزش ایشان برنامه ریزی لازم صورت می گیرد به قول ژولیده:
      دلت را خانه مـا کن، مصفّـا کردنش با من / بیاور قطره‌ای اخــلاص، دریـــا کردنش با من
      در پایان ، پدر بزرگوار متاسفانه یا خوشبختانه تکنولوژی در زمان فعلی قابلیهای بالایی دارد. لذادر صورتیکه یک فرد با نامهای متفاوت وارد سایت شده و یک نظر را چند بار تکرار و تایید کند قابل تشخیص است و به قول جنابعالی بهتر است ارائه دیدگاه به دور از فریب و تقلب و ریا و دروغ باشد. اما ما برای نشان دادن حسن نیت، دیدگاه دوم شما را که در تایید صجبتهای خود شما بوده و در زیر آمده ، در سایت قرار می دهیم.
      به امید ایجاد فرهنگ انتقاد منصفانه تنها و تنها در جهت بهبود تعزیه روستا

  2. با صلوات بر محمو وال محمد.این پدر بزرگوارمان زیبا نوشته اند و شاید کمی تلخ به نظر برسد اما به حقیقت نزدیک است و امیدوارم این مواررد به عزیزان گفته شود و پاک نگردد چون خقیقتا اگر این مطالب مانند مطالب دیگر که همه حقیقت است پاک گردد دیگرر این سایت ارزش نخواهد داشت و بنده خودم شخصا هیچ گاه به این سایت مراجعه نمی کنم .

  3. با عرض سلام وهزاران درود خدمت سروران گرامی
    در رابطه با مباحث گذشته بنده صلاح دیدم و با اجازه شما عزیزان ۴تعزیه روستا که هر ساله ارائه میشود مورد نقد و بررسی قرار دهیم چون اینجانب تصاویر هر سال (از ۷سال قبل)را تهیه کرده و مشکلات زیادی کا باعث گردیده تعزیه ما کیفیت خود را از دست بد هد مورد بررسی قرار داده حال به کمک شما و سایر بازدید گنندگان سایت این موارد را ابتدا و به فرموده شما در سایت مورد نقد قرار داده و در صورت لزوم به اساتید انتقال داده می شود
    تعزیه حر: جدا از مسائل مربوط به دستگاه های موسیقی که گفته شد و زیاد هم مورد استقبال قرار نگرفت مسائل مم زیادی است که بیان میشود.
    ۱٫تعزیه یک هنری است که باید سعی شود هر چقدر که میتوانیم ان را به واقعیت نزدیک و سبک اجرا باید طوری باشد که بیننده را جذب کند و حال و هوای ان زمان را در بیننده ایجادکند حال در اول تعزیه حر جمعی از یاران ابن زیاد با هم جمع شده اند و خطیب در حال خواندن نامه می باشد و این صحنه با تاریخ و ان لحظه سنخیت دارد و حال و هوای ان زمان را ایجاد میکند و حر با ان جزبه و هیبت خاص این صحنه را کاملتر میکند ولی ناگهان با امدن یک کودک ۵ ساله یا بیشتر با یک صندلی پلاستیکی مدرن کلا صحنه متلاشی میشود و به اصطلاح افراد سینمایی این سکانس لوس می شود و ان حالت زیبا و تاریخی را از دست میدهد.و به خاطر حرکات این کودک صحنه کاملا کمدی میشود ان هم در شروع تعزیه ای مانند حر .
    ۲٫ابن زیاد والی کوفه در ان زمان ودر کاخ خود افراد زیادی در کنار خود داشنه و می توانیم از این مورد برای زیبایی بیشتر تعزیه استفاده کنیم و تعداد افراد در هنگام گفتگو با حر را بیشتر کنیم حال بعنوان نگهبانان والی کوفه مانند سایر تعزیه های کشور .
    ۳٫یکی از قسمت های تعزیه حر که اکثر اساتید اعتقاد دارند از این تعزیه حذف گردد قسمت میخانه است حال چون سالهای زیادی است که اجرا میشود و مورد بررسی اساتید زیادی قرار گرفته است و عینا در تعزیه حر اشار میکند به رفتن به میخانه پس بهتر است که اقای کریمی یا هر عزیز دیگری که در اینده این نقش را اجرا میکنند قبل اجرای این صحنه این شعر خوانده شود (سوی میخانه شتابان می روم عاشقانه کوی جانان می روم ساقیا می ده جوانان مرا عازمیم این دم به سوی کربلا ) حال چرا به خاطر اینکه در تعزیه ما ساقی با ظرف می اماده پذیرایی از حر است و باید نقش ان در تعزیه مشخص شود وبدون پیش پرده این صحنه اجرا نشود .
    ۴مسئولیت مهم نوازنده شیپور در این دو صحنه است ک متاسفانه در تعزیه ما هر دو ریتم یک صورت نواخته میشود در حالی که قسمت میخانه نسبت به زره پوشی کمی ضربی تر است می خواستم در مورد داستگاه صحبت کنم ولی احتمال دادم باز دلخوری پیش اید برای این مورد میتوانیم نوار اموزشتی سال ۶۴ مرحوم مشا یخی را تهیه نمائید.که بصورت تعزیه نمی باشد و فقط جنبه اموزشی دارد .
    ۵قسمت زره پوشی را میتوان با افتخار گفت توسط اقای کریمی زبیا اجرا میشد گفتم میشد زیرا به دلایلی که فبلا گفته شد چند سالی است اینگونه نیست اما دلیل شما هم درست و منطقی است ولی این قسمت علاقمندان زیادی دارد و در روستای ما تعزیه حر سالی یکبار اجرا میشود .حال این فرصت دادن ها میتوانند در تعزیه ای دیگر صورت گیرد تا صدای این عزیزان نوجوان درست و کامل شود .
    ۶٫در رابطه با نقش هاتف که متاسفانه خیلی سهل انکاری می شود پیامی که از طرف خداوند برای حر خوانده می شود باید کمی دل نشین و معنوی باشد و با صدایی نه زیاد بم و نه زیاد ذیل صدای اقای رجبی مناسب است و این عزیزمان که چند سالی است اجرا میکند صدایش خوب است ولی مناسب این نقش نیست .
    ۷در تعزیه ما شاید نظر شما هم همین باشد استفاده از عینک دودی برای این است که کمی چهره اشقیا خشمگین شود ولی این کار این هنر را راخراب میکند و فقط در تعزیه ما دیده میشود حال چهره عزیزان مخا لف خوان ما خوب است و ان خشم کافی را دارد و لازم به عینک نیست .
    ۸در تعزیه حر پس از ان که شبیه خوان حر ایفای نقش میکند و تماشاگر را به شور می اورد از صحنه خارج می شود حال کاروان امام وارد می شود و در سایر تعزیه ها این شیبه خوان حضرت عباس می باشد که در ابتدا شروع به خواندن میکند و با زیبایی کار ان شور و هیجان را همچنان در تعزیه نگاه میدارد ولی در تعزیه ما امام می خواند و این عزیزمان که همه ما احترام زیادی برای ایشان قائل هستیم نه صدایش و نه چهره اش به امام خوانی می خورد (هدف انتقاد و بهبود تعزیه )و تعزیه به یک دفعه کاملا کیفیت خود را ازدست میدهد به صورتی که اکثر افراد بلند می شود و تا صحنه بعدی حر از مسجد خارج می شوند
    ۸٫نکته خیلی مهم در تعزیه حر زمانی است که نماز جماعت برگزار میشود حال خودم خجالت می کشم این موردرا اشار کنم ولی عزیزان همین چیزا یک تعزیه را حرفه ای می کند یکی از یاران امام ۳ سال است قبل از این که امام برای نماز قامت ببندد او قامت بسته و شروع به خواندن نماز میکند متاسفانه از تعزیه خوانان قدیم می باشد این یعنی چی ؟ خیلی ها این تعزیه را نگاه می کنند و بررسی میمایند.
    ۹٫در رابطه با عاشورا وکربلا کتابهای زیادی نوشته شده است اما یک صحنه که در کلیه کتابهاو هم تعزیه خوانان ان را صحنه طلایی میدانند لحظه گفتگو حضرت عباس با حر است .که تعزیه خوان تلاش میکند برای یک لحظه هم شده تماشاگر را به ان حال و هوا ببرد و ان عظمت حضرت عباس را که در مقابل لشگر عظیم حر رجز خوانی میکند نشان دهد .اما در تعزیه ما ماشا اله اقای رجبی انگار نه انگار اصلا همچین اتفاقی افتاده است بر روی اسب نه یک حرکتی نه یک عکس العمل جنگی نه یک خشمی خیلی رمانتیک اجرا میشود و این اجرا اجرای حر رانیز به چشم نمی اورد پس بهتر است افراد دیگری برای این نقش امتحان شوند . ادامه موارد در زمان دیگری بیان می شود

    1. اینطور که بیداست تعزیه گردانان روستای ما اعتقاد خاصی به صدای اقای رجبی دارند که در تمامی تعزیه ها و در تمامی نقشها از ایشان استفاده می کنند!
      اقای رجبی صدای خوب و نازکی دارند که برای زنانه خوانی بد نیست ( اما به صدای مرحوم بختیاری نمی رسد )
      اما امام خوانی عباس خوانی در تعزیه حر هانی و …
      امام خوانی در روز تاسوعا به علت نبودن جایگزین مناسب قابل توجیه است اما عباس خوانی و هانی با وجود جوانانی نظیر بهروز کریمی محسن شیخی سروش شیخی مجتبی یانسی و … خیر!
      من انچه شرط بلاغست با تو می گویم
      تو خواه از سخنم بند گیر و خواه ملال

  4. ب درود بنده بیشنهادی به برادر بزرگوارمان جناب اقای ایرج خان کریمی داشتم که ایشالا به سمع و نظرشان برسد
    اقای کریمی در حدود چهل سال است که موافق خوان اصلی دسته تعزیه روستا هستند و در طول این سال ها مردم اجراهای خوب و بد زیادی را از ایشان در ذهن دارند
    با این تفاسیر بنده بیشنهاد می کنم در محرم امسال ایشان اجرای قسمتهایی از نقش مسلم ، حر و حضرت عباس خود را به جوانانی نظیر اقایان بهروز کریمی ، سروش شیخی ، مجتبی یانسی واگذار کنند ( قسمتی از نقش مسلم به یکی از این عزیزان حر به دیگری و حضرت عباس به کس دیگر داده شود )تا قدمی بزرگ را در راستای بیشرفت تعزیه روستا برداشته باشند و حسن نیت خود را به همگان ثابت کنند
    با این کار دو حالت بیش می اید یا این افراد ان نقشها را به مراتب ضعیفتر از حد انتظار اجرا می کنند که در این صورت چون بخشهایی از این نقشها توسط انها اجرا شده تعزیه خیلی افت نخواهد کرد همچنین توانمندی اقای کریمی نیز بیش از بیش بر مردم ثابت شده و خود مردم از اقای کریمی درخواست خواهد کرد که در سالهای بعد خود نقشها را بهطور کامل اجرا کند
    و یا ممکن است یکی از این افراد بتواند اجرای نسبتا قابل قبولی داشته باشد که در این صورت می توان با حمایت و اموزش لازم ان شخص را برای اجراهای بیشتر در اینده اماده کرد که در این صورت نیز اقای کریمی اقدامی قابل قبول را در جهت جانشین بروری انجام داده است
    به عقیده خود من ایشان مناسبترین گزینه برای نقشهای یاد شده می باشند اما این دلیل نمی شود که فرصت محک خودن برای دیگران در این نقش ها نباشد
    امیدوارم دیدگاه من تلنگری برای اینده نگری تعزیه گردانان روستا باشد.
    کوته نظران را نبود جز غم خویش
    صاحب نظران را غم بیگانه و خویش

    1. با احترام/ دوست صاحب نظر عزیز. بخش درباره ما را مطالعه بفرمایید . تصمیم گیری درمورد نقشها تنها بر عهده تعزیه گردانان است. ضمنا تعزیه محل نمایش توانمدیهای افراد نیست. تا زمانی که به هنر تعزیه به عنوان جولانگاهی برای خودنمایی، جلب حمایت دیگران، بزرگ کردن خود و کوچک کردن دیگران و… نگریسته شود مطمئنا اگر به بهترین نحو نیز برگزار گردد از هدف اصلی خود جا مانده است (مقاله چالش های پیش روی تعزیه را مطالعه بفرمایید). اگر همین بیوگرافی را با دقت مطالعه بفرمایید متوجه خواهید شدکه تعزیه خوان شدن فرایند مشخص و آداب و اصول خاص خود را دارد که ان شاءالله برنامه ای برای کشف استعدادهای جدید و آموزش علاقه مندان توسط تعزیه گردانان در حال تدوین بوده که پس از تکمیل حتما اطلاع رسانی خواهد شد. خواهشمند است بیوگرافی آقای شیخی و قسمتهای مربوط به مرحوم اسحق علی کریمی در این قسمت را با دقت و تامل مطالعه بفرمایید چرا که تعریف حسن نیت در تعزیه را برای علاقه مندان شفاف می نماید.
      امیدواریم با اضافه کردن این قسمت بتوانیم مفاهیم اساسی و بنیادین تعزیه و تعزیه خوانی را در بین جوانان نهادینه کنیم.

    2. سلام نظر به اینکه زمان چندانی تا محرم باقی نمانده است این برنامه کشف استعدادهای جدید و اموزش علاقه مندان که وعده ان از مدتها قبل در سایت داده شده کی اماده خواهد شد و در اختیار علاقه مندان قرار خواهد رفت؟!
      امیدواریم اگر برنامه ای در کار است زودتر ارایه شود تا فرصت کافی برای اطلاع رسانی و امادگی افراد علاقه مند وجود داشته باشد!

  5. سلام بهتر بود اقای کریمی در بیوگرافی خود علت پیشرفت چشم گیر شان در تعزیه خوانی در ۱۰ سال اخیر را نیز ذکر می کردند پیشرفتی که در ۳۰ سال قبل از ان از سوی ایشان دیده نشده بود و ایشان به یکبار و در طول ۱۰ سال اخیر بسیار پیشرفت داشته اند که شرح علل ان می توانست راهنمایی برای جوانترهای این حرفه باشد.

  6. من با نظر ایشان در مورد نذاشتن افراد با استعداد به گروه تعزیه خوانی موافقم تا چند سال بعد هم افاقی که نباید بیفتد میافتد و تعزیه روستا دچار کمبود نفر با استداد میشود دردی که در همین امسال به طور واضح مشهود بود

  7. با تشکر از اقاى ایرج کریمى که خاطرات زیبایشان را در اختیار ما گذاشتند وهمچنین امیدوارم بقیه جوانان تعزیه خوان نیز از تجربیات این بزرگوارآن استفاده کنند

  8. باسلام.خواهشمند است از استعدادهای جوانان استفاده شود.به فکر آینده شبیه خوانی روستا هم باشید بد نیست .این عزیزان تا ابد که نمیتوانند نقش آفرینی نمایند.اگر تعزیه خوانانی در گذشته که قبل از فوتشان اجازه نمیدادند حتی فرزندان خودشان هم نقش آنان را اجرا نمایندو فکر آینده بودندامروزبا کمبود تعزیه خوان مواجه نبودیم.دربین یانس آبادی ها خیلی استعداد داریم با یک برنامه ریزی دقیق میتوان آنها را شکوفا کردآن هم با یک فراخوان قبل از محرم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب سایت رسمی شبیه خوانی روستای یانس آباد قزوین